تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩
مانند اين تعبيرات در سخنان على عليه السلام و ساير پيشوايان دين فراوان است.
آيا اگر فرض كنيم: دست تحريف به دامن اين كتاب آسمانى دراز شده بود امكان داشت اين گونه به سوى آن دعوت بشود؟ و به عنوان راه و روش و وسيله جدائى حق از باطل، و نورى كه هرگز خاموش نمىشود، و چراغى كه به بىفروغى نمىگرايد و ريسمان محكم خدا، و سبب امين و مطمئن او معرفى گردد»؟!
٤- اصولًا پس از قبول خاتميت پيامبر صلى الله عليه و آله و اين كه آئين اسلام آخرين آئين الهى است و رسالت قرآن تا پايان جهان برقرار خواهد بود چگونه مىتوان باور كرد: خدا اين يگانه سند اسلام و پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله را پاسدارى نكند؟! آيا تحريف قرآن با جاودانگى اسلام، طى هزاران سال و تا پايان جهان مفهومى مىتواند داشته باشد؟!
٥- روايات ثقلين، كه با طرق معتبر و متعدد از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده خود دليل ديگرى بر اصالت قرآن، و محفوظ بودن آن از هر گونه دگرگونى است؛ زيرا طبق اين روايات، پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «من از ميان شما مىروم و دو چيز گران مايه را براى شما به يادگار مىگذارم: نخست قرآن، و ديگرى اهلبيت من است كه اگر دست از دامن اين دو برنداريد، هرگز گمراه نخواهيد شد». «١»
آيا اين تعبير، در مورد كتابى كه دست تحريف به دامان آن دراز شده مىتواند صحت داشته باشد؟!.
٦- علاوه بر همه اينها قرآن به عنوان يك معيار سنجش مطمئن اخبار