تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧
است همگى نشانه تأكيد و قطعيت مسأله معاد است.
اصولًا در مقابل كسى كه، حقيقتى را با قاطعيت انكار مىكند، بايد با قاطعيت سخن گفت، تا آثار سوء روانى آن نفى قاطع با اثبات قاطع بر چيده شود، و مخصوصاً بايد روشن كرد كه: اين نفى، از بىاطلاعى و نادانى است تا اثر خود را به كلى از دست دهد.
***
پس از آن به بيان يكى از هدفهاى معاد، و بعد از آن، به ذكر قدرت خدا بر اين كار، مىپردازد، تا نشان دهد اگر سرچشمه انكار آنها اين است كه: بازگشت به حيات مجدد را از قدرت خدا دور مىدانند اين اشتباه بزرگى است، و اگر منشأ اين كار، بىهدف بودن معاد است آن نيز اشتباه ديگرى است.
نخست مىگويد: «خداوند مردگان را مبعوث مىكند تا براى همگان روشن سازد آنچه را كه در آن اختلاف داشتند» «لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ».
«و تا كسانى كه اين واقعيت را انكار كردند بدانند دروغ مىگفتند» «وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ».
چرا كه آن جهان، جهان كشف غطاء، و كنار رفتن پردهها، و آشكار شدن حقايق است، چنانكه در سوره «ق» آيه ٢٢ مىخوانيم: لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ: «به انسان گفته مىشود: تو در غفلت از چنين روزى بودى، ولى ما پرده را از برابر ديدگانت بر داشتيم و امروز بسيار تيز بين هستى»!
و در آيه ٩ سوره «طارق» مىخوانيم: يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ: «رستاخيز روزى است كه اسرار درون آشكار مىگردد».
و در آيه ٤٨ سوره «ابراهيم» مىخوانيم: وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ: «در آن