تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
همه چيز را بسته به فرمان سرنوشت مىدانستند (همان گونه كه بسيارى از مفسران فهميدهاند).
ولى اين احتمال، نيز وجود دارد كه: آنها اين سخن را به خاطر اعتقاد به جبر نمىدانستند بلكه، مىخواستند: چنين استدلال كنند كه اگر اعمال ما مورد رضاى خدا نيست پس چرا قبلًا پيامبرانى نفرستاده، و از آن نهى نكرده است، چرا از همان روز اول، به نياكان ما نگفت، من به اين كار راضى نيستم، اين سكوت او دليل بر رضاى او است!
اين تفسير با ذيل اين آيه و آيات بعد سازگارتر است.
لذا بلافاصله مىفرمايد: «پيشينيان آنها نيز همين كارها را انجام دادند (و به همين بهانهها متوسل شدند) ولى آيا پيامبران الهى وظيفهاى جز ابلاغ آشكار دارند»؟ «كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ».
يعنى، اولًا- اين كه: مىگوئيد: خداوند سكوت كرده، هرگز سكوت نكرده است، و هر پيامبرى آمده آشكارا دعوت به توحيد و نفى شرك نموده است.
ثانياً- وظيفه خدا و پيامبر مجبور ساختن نيست، بلكه نشان دادن راه و ارائه طريق است، و اين كار انجام شده است.
ضمناً جمله: كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ: «كسانى كه قبل از آنها بودند نيز همين گونه انجام دادند»، يك نوع دلدارى براى پيامبر است كه بداند اين كارهائى كه آنها مىكنند همانست كه بر سر همه پيامبران آوردهاند، محزون مباش و سخت استقامت كن و بايست كه خدا يار و ياور تو است.
***
به دنبال اعلام اين واقعيت كه: وظيفه پيامبران تنها ابلاغ آشكار است، آيه بعد اشاره كوتاه و جامعى به وضع دعوت پيامبران كرده، مىگويد: «ما در هر امتى