تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦
ميان مراحل آفرينش آدم از خاك و پس از آن از گِل خشك و سپس دميدن روح الهى وجود داشته.
لذا همين كلمه «ثُمَّ» درباره خلقت انسان در عالم جنين و مراحلى را كه پشت سر هم طى مىكند آمده است، مانند: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ:
«اى مردم اگر ترديد در رستاخيز داريد (به قدرت خدا در آفرينش انسان بينديشيد) كه ما شما را از خاك آفريديم سپس از نطفه. سپس از خون بسته شده، سپس از مضغه (پاره گوشتى كه شبيه گوشت جويده است) ... سپس شما را به صورت طفلى خارج مىسازيم، سپس به مرحله بلوغ مىرسيد». «١»
ملاحظه مىكنيد: هيچ لزومى ندارد «ثُمَّ» براى يك فاصله طولانى باشد، بلكه همان گونه كه در فواصل طولانى به كار مىرود، در فاصلههاى كوتاه هم استعمال مىشود.
از مجموع آنچه در بالا گفتيم چنين نتيجه مىگيريم كه: آيات قرآن هر چند مستقيماً در صدد بيان مسأله تكامل يا ثبوت انواع نيست، ولى، ظواهر آيات (البته در خصوص انسان) با مسأله خلقت مستقل سازگارتر است، هر چند كاملًا صريح نيست اما ظاهر آيات خلقت آدم، بيشتر روى خلقت مستقل دور مىزند، اما در مورد ساير جانداران قرآن سكوت دارد.
***