تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
به هر حال، چه اصل اين كلمه را از «شياع» به معنى انتشار و تقويت بدانيم، يا از «مشايعت» به معنى متابعت، دليل بر وجود يك نوع همبستگى فكرى و مكتبى در مفهوم «شيعه و تشيّع» است.
ضمناً، تعبير به «شِيَع» درباره اقوام گذشته دليل بر اين است كه: آنها در مبارزه خود با پيامبران به صورت پراكنده عمل نمىكردند، بلكه، داراى خط مشترك و برنامه واحدى بودند كه با عملكردهاى هماهنگ تقويت مىشد.
جائى كه گمراهان براى خود، چنين برنامهاى داشته باشند آيا پيروان راستين راه حق نبايد در مسير خود از طرحهاى هماهنگ و مشترك پيروى كنند؟.
***
٢- مرجع ضمير در «نَسْلُكُهُ»
اين جمله، اشاره به آن مىكند كه: خداوند، آيات خود را از طرق مختلف آن چنان به مجرمان و مخالفان تفهيم مىكند كه، گوئى در دل آنها وارد شده است اما متأسّفانه، عدم قابليت و ناآمادگى محل، سبب بيرون راندن آن، و جذب نشدن در درون جانشان مىگردد،- درست، مانند غذاى مقوى و مفيدى كه معده ناسالم، آن را جذب نكرده، به بيرون باز مىگرداند- (و اين حقيقت درست از ماده «سلوك» كه ماده اصلى «نَسْلُكُهُ» مىباشد فهميده مىشود).
بنابراين، ضمير «نَسْلُكُهُ» به «ذِكر» (قرآن) كه در آيات قبل آمده، باز مىگردد، و همچنين ضمير «بِهِ» در جمله «لايُؤْمِنُونَ بِهِ» يعنى با اين همه، آنها ايمان به اين آيات نمىآورند.
بر اين اساس، هماهنگى در ميان دو ضمير، كاملًا برقرار است، نظير همين تعبير با همين معنى، در سوره «شعراء» آيات ٢٠٠ و ٢٠١ ديده مىشود.
ولى بعضى، احتمال دادهاند: ضمير «نَسْلُكُهُ» به استهزاء كه از آيه قبل