تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩
«ما هر گونه حسد و كينه و عداوت و خيانت را از سينههاى آنها مىشوئيم بر مىكنيم» «وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ». «١»
٥- «در حالى كه همه برادرند و نزديكترين پيوندهاى محبت در ميان آنها حكمفرما است» «إِخْواناً».
٦- «در حالى كه بر سريرها روبروى يكديگر قرار گرفتهاند» «عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ». «٢»
آنها در جلسات اجتماعيشان گرفتار تشريفات آزار دهنده اين دنيا نيستند و مجلسشان بالا و پائين ندارد، و از اصول زندگى طبقاتى رنج آور اين دنيا، در آنجا خبرى نيست، همه برادرند، همه روبروى يكديگر و در يك صف، نه يكى بالاى مجلس و ديگرى در كفش كن!.
البته، اين منافات با تفاوت مقام آنها از نظر درجات معنوى ندارد، اين مربوط به جلسات اجتماعى آنهاست و گر نه هر كدام بر حسب درجه تقوا و ايمان مقام مخصوص به خود را دارد.
***
٧- سپس به هفتمين نعمت مادى و معنوى اشاره كرده، مىگويد: «هرگز خستگى و تعب به آنها نمىرسد» «لايَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ».
و همانند زندگى اين دنيا كه رسيدن به يك روز آسايش، خستگيهاى فراوانى قبل و بعد از آن دارد كه فكر آن، آرامش انسان را بر هم مىزند، نيست.