تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
و آزاد و مستقل داشته باشند، كه بايد قبل از هر چيز، به مسأله «امنيت» پرداخت، آن گاه مردم را به آينده خود در آن منطقه اميدوار ساخت، و به دنبال آن، چرخهاى اقتصادى را به حركت در آورد.
ولى، اين نعمتهاى سهگانه مادى، هنگامى به تكامل مىرسند كه: با نعمت معنوى ايمان و توحيد هماهنگ گردند.
به همين دليل، در آيات فوق، بعد از ذكر نعمتهاى سه گانه، مىگويد: وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ: «پيامبرى از جنس آنها براى هدايتشان مأموريت پيدا كرد». «١»
***
٣- لباس گرسنگى و ناامنى
جالب اين كه: در آيات فوق، هنگامى كه سر نوشت اين كفران كنندگان نعمت را بيان مىكند مىگويد: خداوند، لباس گرسنگى و ترس را به آنها چشانيد، يعنى: از يكسو، گرسنگى و ترس تشبيه به لباس شده، و از سوى ديگر، به جاى پوشاندن چشاندن آمده است.
اين تعبير، مفسران را بر آن داشته كه: در نكته تشبيه مذكور بيشتر بينديشند.
البته، ممكن است، بعضى از تشبيهات مانند چشيدن لباس در زبان فارسى معمول نباشد و از آن تعجب كنيم، ولى در زبان ديگر همچون زبان عربى بيانگر نكته لطيفى باشد، چرا كه به گفته «ابن راوندى» در پاسخ «ابن اعرابى» كه از او پرسيد: آيا لباس هم چشيدنى است؟! گفت: به فرض كه تو در نبوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ترديد كنى، در اين كه: او يك عرب (فصيح) بود، نمىتوانى شكى به خود را بدهى. «٢»