تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
خود انسان مىگويد، انسانى كه به خودش از هر كس نزديكتر است، مىفرمايد:
«انسان را از نطفه بىارزشى آفريد، اما سرانجام به جائى رسيد كه موجودى متفكر و فصيح و بليغ و مدافع از خويشتن و سخنگوى آشكار شد» «خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ».
«نُطْفَه» در اصل به معنى «آب كم» يا «آب صاف» است، سپس به قطرات آبى كه از طريق «لقاح» سرچشمه پيدايش انسان مىشود، اطلاق شده است.
در حقيقت با اين تعبير، مىخواهد عظمت قدرت خدا را مجسم كند كه: از قطره آب بىارزشى چه آفرينش عجيبى كرده است كه ميان قوس نزول و صعودى او اين همه فاصله است.
اين، در صورتى است كه «خَصِيم» را به معنى «مدافع و بيانگر درون خويش» بدانيم، همان گونه كه در آيه ١٠٥ سوره «نساء» مىخوانيم: وَ لاتَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً: «اى پيامبر مدافع خائنان مباش».
ولى، در مقابل اين تفسير كه مورد قبول گروهى از مفسران است، تفسير ديگرى از سوى جمع ديگرى از مفسران، اظهار شده است، و آن اين كه:
«خداوند انسان را با قدرت كاملهاش از نطفه بىارزش آفريد ولى اين انسان ناسپاس، به مجادله و مخاصمه آشكار در برابر خدا برخاست» (آيه ٧٧ سوره «يس» را گواه بر اين تفسير گرفتهاند).
ولى معنى اول، صحيحتر به نظر مىرسد زيرا آيات فوق در مقام بيان عظمت آفرينش خدا است و عظمت آنگاه آشكار مىشود كه از موجود ظاهراً ناچيزى موجود بسيار پر ارزشى بسازد.
در تفسير «على بن ابراهيم» نيز چنين مىخوانيم: خَلَقَهُ مِنْ قَطْرَةٍ مِنْ ماءٍ مُنْتِنٍ فَيَكُونُ خَصِيْماً مُتَكَلِّماً بَلِيْغاً: «خداوند انسان را از قطره آب بدبوئى آفريد