تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
٥٦- گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مىشود»؟!
٥٧- (سپس) گفت: «مأموريت شما چيست اى فرستادگان خدا»؟
٥٨- گفتند: «ما به سوى قومى گنهكار مأموريت يافتهايم (تا آنها را هلاك كنيم).
٥٩- مگر خاندان لوط، كه همگى آنها را نجات خواهيم داد.
٦٠- به جز همسرش، كه مقدر داشتيم از بازماندگان (در شهر، و هلاك شوندگان) باشد».
تفسير:
ميهمانان ناشناس؟
از اين آيات به بعد، قسمتهاى آموزندهاى را از تاريخ پيامبران بزرگ و اقوام سركش، به عنوان نمونههاى روشنى از بندگان مخلص، و پيروان شيطان، بيان مىكند.
جالب اين كه: نخست از داستان مهمانهاى «ابراهيم» عليه السلام شروع مىكند (همان فرشتگانى كه در لباس بشر به سراغ او آمدند نخست بشارت به تولد فرزند برومندى و سپس خبر از مجازات دردناك قوم لوط دادند).
چرا كه در دو آيه قبل، به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور داده شد كه هم مقام رحمت خدا را براى بندگان بازگو كند، و هم عذاب اليم او را، و در داستان مهمانهاى ابراهيم عليه السلام، دو نمونه زنده از دو صفت فوق ديده مىشود، و به اين ترتيب، پيوند ميان اين آيات و آيات گذشته مشخص مىگردد.
نخست مىگويد: «به بندگانم از مهمانهاى ابراهيم خبر ده» «وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ».
گرچه «ضَيْف» در اينجا به صورت مفرد است، ولى، همان گونه كه بعضى از