تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١
آرى، خدا مهربانتر و بزرگوارتر از آنست كه شما را به خاطر عدم توانائى بر شكر نعمتهايش مؤاخذه، يا مجازات كند، همين قدر كه بدانيد سر تا پاى شما غرق نعمت او است و از اداى حق شكرش عاجزيد و عذر تقصير به پيشگاهش بريد، نهايت شكر او را انجام دادهايد.
ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه به جا آورد!
ولى اينها همه مانع از آن نيست كه: ما به مقدار توانائى به احصاى نعمتهايش نپردازيم؛ چرا كه اين توجه، هم درجه معرفت و جهان بينى و جهانشناسى توحيد ما را بالا مىبرد و هم شعله عشق خدا را در اعماق قلب ما فروزانتر مىكند، و هم حسّ شكرگزارى را در ما تحريك مىنمايد.
به همين دليل، پيشوايان و بزرگان دين در سخنان خود و حتى در دعاها و مناجاتهايشان به شمردن گوشهاى از نعمتهاى بىپايانش مىپرداختند تا درسى باشد براى ديگران.
(در زمينه شكر نعمت، و عدم توانائى انسان بر احصاى نعمتهاى پروردگار در ذيل آيه ٣٤ سوره «ابراهيم» نيز بحث كردهايم).
***
نكتهها:
راه، نشانه، رهبر
گرچه در آيات فوق، سخن از راهها و طرق زمين به عنوان يك نعمت الهى به ميان آمده؛ چرا كه راهها مهمترين وسيله ارتباط و پيشرفت تمدن انسانى هستند و به همين دليل، در برنامههاى سازندگى قبل از هر چيز به سراغ ايجاد راه مناسب مىروند، زيرا بدون آن، هيچ فعاليت عمرانى ممكن نيست.
اما، بيان قرآن در اين زمينه مىتواند الگوئى براى «زندگى معنوى» انسانها