تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
٣٨ وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لايَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ
٣٩ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ
٤٠ إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه:
٣٨- آنها سوگندهاى شديد به خدا ياد كردند كه: «هرگز خداوند كسى را كه مىميرد، بر نمىانگيزد»! آرى، اين وعده قطعى خداست (كه همه مردگان را براى جزا باز مىگرداند)؛ ولى بيشتر مردم نمىدانند.
٣٩- هدف اين است كه آنچه را در آن اختلاف داشتند، براى آنها روشن سازد؛ و كسانى كه منكر شدند، بدانند دروغ مىگفتند.
٤٠- وقتى چيزى را اراده مىكنيم، فقط به آن مىگوئيم: «موجود باش»! بلافاصله موجود مىشود.
شأن نزول:
مفسران در شأن نزول آيه نخستين چنين نقل كردهاند كه مردى از مسلمانان از يكى از مشركانطلبى داشت، هنگامى كه از او مطالبه كرد، او در پرداخت دين خود تعلل ورزيد.
مرد مسلمان ناراحت شد و ضمن سخنانش چنين سوگند ياد كرد: قسم به