تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
تنها در ميدان جنگ و مبارزه با دشمن براى حفظ نيروهاى انقلابى از آن استفاده مىشود).
و اگر مىبينيم در احاديث اسلامى، تقيّه نشانه دين و علامت ايمان، و نُه قسمت از مجموع ده قسمت دين شمرده شده است همه به خاطر همين است.
البته، بحث در زمينه تقيّه بسيار گسترده است كه، اينجا جاى شرح و بسط آن نيست، تنها هدف اين بود كه: بدانيم آنچه را بعضى در مذمّت تقيّه مىگويند دليل ناآگاهى و بىاطلاعى آنها از شرائط تقيّه و فلسفه آن است.
بدون شك، مواردى وجود دارد كه در آنجا تقيّه كردن حرام است و آن در موردى است كه تقيّه، به جاى اين كه: سبب حفظ نيروها شود، مايه نابودى يا به خطر افتادن مكتب گردد، و يا فساد عظيمى به بار آورد، در اين گونه موارد بايد سدّ تقيّه را شكست و پىآمدهاى آن را هر چه بود پذيرا شد. «١»
***
٢- مرتد فطرى، و ملى، و فريب خوردگان
اسلام، در مورد كسانى كه هنوز اسلام را نپذيرفتهاند، سختگيرى نمىكند (منظور اهل كتاب است) و آنها را با دعوت مستمر و تبليغات پىگير منطقى به اسلام فرا مىخواند، هر گاه نپذيرفتند و حاضر شدند، طبق شرائط ذمه همزيستى مسالمتآميز با مسلمانان داشته باشند نه تنها به آنها امان مىدهد، بلكه، حفظ مال و جان و منافع مشروعشان را بر عهده مىگيرد.
ولى در مورد كسانى كه اسلام را پذيرا شوند سپس عدول كنند فوق العاده سختگير است چرا كه اين عمل، موجب تزلزل جامعه اسلامى مىگردد و يك