تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
اول تفسير نمونه مراجعه فرمائيد).
***
سپس، براى تأكيد بر مسأله وفاى به عهد و ايستادگى در برابر سوگندها كه از عوامل مهم ثبات اجتماعى است مىگويد: «سوگندهايتان را در ميان خود وسيله تقلب و نفاق قرار ندهيد» «وَ لاتَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ».
زيرا اين امر دو زيان بزرگ دارد اولًا «سبب مىشود: گامهاى ثابت بر ايمان متزلزل گردد» «فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها».
هنگامى كه شما عهد و پيمان ببنديد و سوگند و قسم ياد كنيد، اما قصد وفاى بر آن را نداشته باشيد و اين امر را تكرار كنيد، سرمايه اعتماد مردم را از دست مىدهيد، و عدهاى از ايمان آورندگان در ايمانشان، سست و متزلزل مىشوند، گوئى گام خود را در جاى ظاهراً محكمى گذاردهاند، اما زير آن لغزنده بوده، و آنها را به لغزش افكنده است.
زيان ديگر اين كه: «آثار سوء اين عمل يعنى جلوگيرى از راه خدا را در اين دنيا خواهيد چشيد، و عذاب عظيم الهى در جهان ديگر در انتظار شما خواهد بود»! «وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ».
در حقيقت، پيمانشكنيها و تخلف از سوگندها، از يكسو موجب بدبينى و تنفر مردم از آئين حق و پراكندگى صفوف و بىاعتمادى مىگردد، تا آنجا كه مردم رغبت به پذيرش اسلام نشان نمىدهند، و اگر پيمانى با شما بستند خود را ملزم به وفاى به آن نمىدانند، كه اين خود مايه ناراحتيهاى فراوان و شكست و تلخ كامى در دنيا است.
و از سوئى ديگر، عذاب الهى را در سرائى ديگر، براى شما به ارمغان مىآورد.