تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣
به هر حال، اين تفاوت درآمدها از تفاوت استعدادهائى سرچشمه مىگيرد كه آن هم نيز از مواهب الهى است، ممكن است در پارهاى از موارد اكتسابى باشد ولى در پارهاى از موارد نيز قطعاً غير اكتسابى است، بنابراين، حتى در يك جامعه سالم از نظر اقتصادى نيز تفاوت در آمدها غير قابل انكار است، مگر اين كه: بتوانيم انسانهاى قالبى همشكل، همرنگ و هم استعداد بسازيم كه هيچگونه تفاوتى با هم نداشته باشند و تازه اول درد سر و مشكلات است!.
٢- بدن يك انسان، يا اندام يك درخت، يا يك بوته گل را در نظر بگيريد، آيا امكان دارد اين ساختمانِ موزون با تساوى ميان اعضاء و اندامها از هر نظر پيدا شود؟ آيا قدرت مقاومت و استعداد ريشه درختان مىتواند با گلبرگهاى لطيف شكوفهها، و استخوان پاشنه پا با پردههاى ظريف شبكيه چشم از هر نظر يكسان باشد؟ و اگر ما بتوانيم آنها را يكسان كنيم آيا فكر مىكنيد كار صحيحى انجام دادهايم؟!
اگر از «شعارهاى» كاذب و خالى از «شعور» بگذريم، فرض كنيد ما يك روز بتوانيم همان انسانها قالبى و خيالى از هر نظر را بسازيم و كره زمين را از پنج هزار ميليون نفر انسان هم شكل، هم قواره، هم ذوق، هم فكر و همسان از هر نظر، درست مانند سيگارهائى كه به يك كارخانه سفارش دادهاند، پر كنيم.
آيا آن روز زندگى خوبى نصيب انسانها خواهد شد؟ مسلماً نه، جهنمى پيدا مىشود كه همه، در آن در زحمت خواهند بود، همه، به يكسو حركت مىكنند، همه، يك چيز مىخواهند، همه، يك پست مىطلبند، همه، يك نوع غذا را دوست دارند، و همه، مىخواهند يك كار واحد انجام دهند.
بديهى است، خيلى زود، عمر چنين زندگى پايان مىيابد و به فرض باقى بماند زندگى خسته كننده بىروح و يكنواختى خواهد بود كه چندان تفاوتى با