تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠
مىافتادند هرگز معتقد نبودند بت آفريننده و خالق است، بلكه آفرينش را مخصوص «اللَّه» مىدانستند، اينجاست كه قرآن مىگويد: آيا بايد در برابر خالق اين همه نعمتها سجده كرد؟ يا موجوداتى كه خود مخلوق ناچيزى بيش نيستند و هرگز خلقتى نداشته و ندارند؟.
***
سرانجام براى اين كه: هيچ كس تصور نكند، نعمت خدا منحصر به اينها است مىگويد: «و اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را شماره كنيد قادر بر احصاى آن نيستيد» «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لاتُحْصُوها».
سر تا پاى وجود شما غرق نعمتهاى او است، در هر نفس كه فرو مىرود و بر مىآيد نه تنها دو نعمت كه هزاران نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب، هر دقيقهاى كه از عمر ما مىگذرد، حيات و سلامت ما مديون فعاليت مليونها موجود زنده در درون بدنمان و مليونها موجود جاندار و بىجان در بيرون بدنمان است كه بدون فعاليت آنها ادامه حيات حتى يك لحظه ممكن نيست.
اصولًا، ما از وجود همه نعمتها، آگاه نيستيم، و هر قدر دامنه علم و دانش بشرى گستردهتر مىشود افقهاى تازهاى از اين نعمتها بر ما گشوده خواهد شد، افقهائى كه كرانههاى آنها همچنان ناپيدا است، آيا با اين حال قدرت احصاى نعمتهاى خدا را داريم؟!
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: پس ما چگونه مىتوانيم حق شكر او را ادا كنيم؟ آيا با اين حال، در زمره ناسپاسان نيستيم؟
پاسخ اين سؤال را قرآن در آخرين جمله اين آيه بيان مىكند و مىگويد:
«خداوند غفور و رحيم است» «إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ».