تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
بعد اضافه مىكند: «ما هم پيشينيان شما را مىدانيم و هم متأخران را» «وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ».
بنابراين، هم خود آنها و هم اعمالشان در برابر علم ما روشن و آشكارند، و از اين نظر، معاد و رستاخيز و محاسبه اعمال همه آنها كاملًا در برابر ما سهل است.
***
و لذا بلافاصله به دنبال اين سخن مىفرمايد: «پروردگار تو به طور قطع همه آنها را به زندگى جديد در رستاخيز باز مىگرداند و جمع و محشور مىكند» «وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ».
«چرا كه او هم حكيم است و هم عالم» «إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ».
«حكمت» او ايجاب مىكند كه مرگ پايان همه چيز نباشد؛ زيرا اگر زندگى منحصر به همين چند روز حيات اين جهان بود، آفرينش جهان بيهوده و بىمحتوا مىشد، و از خداوند حكيم دور است كه يك چنين آفرينش بىنتيجهاى داشته باشد.
ولى هنگامى كه اين آفرينش، مقدمهاى براى آمادگى جهت يك سير دائمى به سوى بىنهايت، و يا به تعبير ديگر، مقدمهاى براى زندگانى ابدى و جاويدان باشد كاملًا مفهوم و معنى پيدا مىكند، و هماهنگ با حكمت او است.
زيرا حكيم كارى بىحساب نمىكند.
و عليم بودنش سبب مىشود كه، در امر معاد و حشر، مشكلى ايجاد نشود، هر ذره خاكى كه از انسانى به گوشهاى پرتاب شده، جمعآورى مىكند، و حيات جديد به آن مىبخشد، و از سوى ديگر، پرونده اعمال همگى هم در دل اين جهان طبيعت و هم در درون جان انسانها ثبت است. و او از همه اينها آگاه است.