تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
ج- ابراهيم، در آن زمان كه هيچ خدا پرستى در محيطش نبود و همگى در منجلاب شرك و بت پرستى غوطهور بودند تنها موحد و يكتاپرست بود، پس او به تنهائى امتى و مشركان محيطش امت ديگر بودند.
د- ابراهيم، سرچشمه پيدايش امتى بود، و به همين سبب، نام امت بر او گذارده شده.
و هيچ اشكالى ندارد كه: اين كلمه كوچك يعنى «أُمّت» تمام اين معانى بزرگ را در خود جمع كند، آرى «ابراهيم» يك امت بود، يك پيشواى بزرگ بود، يك مرد امتساز بود، و در آن روز كه در محيط اجتماعيش كسى دم از توحيد نمىزد او منادى بزرگ توحيد بود. «١»
در اشعار عرب نيز مىخوانيم:
لَيْسَ عَلَى اللَّهِ بِمُسْتَنْكِرٍ أَنْ يْجَمَع الْعالَمَ فِى واحِدٍ!
از خداوند عجيب نيست كه جهان را در انسانى جمع كند!
٢- وصف ديگر او (ابراهيم) اين بود كه: «بنده مطيع خدا بود» «قانِتاً لِلَّهِ»
٣- «او همواره در خط مستقيم «اللَّه» و طريق حق، گام مىسپرد» «حَنِيفاً»
٤- «او هرگز از مشركان نبود» و تمام زندگى و فكر و زواياى قلبش را تنها نور «اللَّه» پر كرده بود «وَ لَمْيَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ».
***
٥- و به دنبال اين ويژگيها سرانجام: «او مردى بود كه همه نعمتهاى خدا را شكرگزارى مىكرد» «شاكِراً لِأَنْعُمِهِ».