تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
و بعضى آن را هرگونه معاون و كمككار را اعم از فرزندان و غير فرزندان دانستهاند. «١»
ولى معنى اول يعنى نوهها در اينجا از همه، نزديكتر به نظر مىرسد، هر چند مفهوم «حَفَدَة» در اصل،- چنانكه گفتيم- وسيع است.
و به هر حال، بى شك وجود نيروهاى انسانى، همچون فرزندان، نوهها و همسران در اطراف هر كس، نعمت بزرگى براى او است، كه هم از نظر معنوى او را حمايت مىكنند و هم از نظر مادى.
سپس مىفرمايد: «خداوند از پاكيزهها به شما روزى داد» «وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ».
«طَيِّبات» در اينجا مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه روزى پاكيزه را شامل مىشود خواه جنبه مادى داشته باشد، يا معنوى، جنبه فردى داشته باشد يا اجتماعى.
و در پايان، به عنوان يك نتيجهگيرى كلى از اين بحث مىگويد: آيا آنها با اين همه آثار عظمت و قدرت خدا كه مشاهده مىكنند، و با اين همه مواهبى كه از ناحيه او به آنها ارزانى شده، باز به سراغ بتها مىروند؟ «آيا به باطل ايمان مىآورند و نعمت خداوند را انكار مىكنند»؟ «أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ».
اين چه نوع قضاوتى است؟ و اين چه برنامه نادرستى است؟ كه انسان سرچشمه نعمتها را فراموش كرده و به سراغ موجودى برود كه منشأ كمترين اثرى نيست و مصداق روشن «باطل» در تمام ابعاد است.