تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
به سوى آن آورده مىشود) كه در سوره «قصص»، آيه ٥٧ آمده و قطعاً اشاره به سرزمين «مكّه» است بسيار سازگار است.
ولى مشكل آن است كه: از نظر تاريخى چنين حادثهاى به طور آشكار در مورد «مكّه» ديده نمىشود، كه روزى بسيار پر نعمت و امن و امان باشد، و روز ديگر قحطى و ناامنى آن را به شدت فرا گيرد.
بعضى ديگر، گفتهاند: اين داستان مربوط به گروهى از «بنى اسرائيل» بوده است كه در منطقه آبادى مىزيستند و بر اثر كفران نعمت گرفتار قحطى و ناامنى شدند.
شاهد اين سخن، حديثى است: از امام صادق عليه السلام كه فرمود: «گروهى از بنى اسرائيل آن قدر زندگى مرفهى داشتند كه حتى از مواد غذائى مجسمههاى كوچك مىساختند و گاهى با آن بدن خود را نيز پاك مىكردند، اما سرانجام كار آنها به جائى رسيد كه مجبور شدند همان مواد غذائى آلوده را بخورند و اين همان است كه خداوند در قرآن فرموده: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً ...». «١»
روايات ديگرى نزديك به همين مضمون، از امام صادق عليه السلام و تفسير «على بن ابراهيم» نقل شده است كه: روى اسناد همه آنها نمىتوان تكيه كرد و گرنه مسأله روشن بود. «٢»
اين احتمال نيز وجود دارد كه: آيه فوق اشاره به داستان قوم «سبأ» باشد كه در سر زمين آباد «يمن» مىزيستند و چنانكه قرآن در سوره «سبأ» آيات ١٥- ١٩ داستان زندگى آنها را بازگو كرده سرزمين بسيار آباد و پر ميوه، امن، امان، پاك و پاكيزه داشتهاند كه: بر اثر غرور و طغيان و استكبار و كفران نعمتهاى خدا آن چنان