تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
در موارد خاص خود نه در همه جا- نه نشانه ضعف است، و نه ترس از انبوه دشمن و نه تسليم در برابر فشار، بلكه، تقيّه يك نوع تاكتيك حساب شده براى حفظ نيروهاى انسانى و هدر ندادن افراد مؤمن در راه موضوعات كوچك و كم اهميت محسوب مىشود.
در همه دنيا معمول است: اقليتهاى مجاهد و مبارز، براى واژگون كردن اكثريتهاى خودكامه ستمگر و متجاوز، غالباً از روش «استتار» استفاده مىكنند، جمعيت زير زمينى تشكيل مىدهند، برنامههاى سرّى دارند، و بسيار مىشود:
خود را به لباس ديگران در مىآورند، و حتى به هنگام دستگير شدن، سخت مىكوشند: واقع كار آنها مكتوم بماند، تا نيروهاى گروه خود را بيهوده از دست ندهند، و براى ادامه مبارزه ذخيره كنند.
هيچ عقلى اجازه نمىدهد: در اين گونه شرائط، مجاهدانى كه در اقليت هستند، علناً و آشكارا خود را معرفى كنند و به آسانى از طرف دشمن شناسائى و نابود گردند.
به همين دليل، تقيّه قبل از آن كه يك برنامه اسلامى باشد، يك روش عقلانى و منطقى براى همه انسانهائى است كه در حال مبارزه با دشمن نيرومندى بوده و هستند.
در روايات اسلامى نيز، مىخوانيم: تقيّه به يك سپر دفاعى، تشبيه شده است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: التَّقِيَّةُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ التَّقِيَّةُ حِرْزُ الْمُؤْمِنِ:
«تقيّه سپر مؤمن است، و تقيه وسيله حفظ مؤمن است». «١»
(توجه داشته باشيد: تقيّه در اينجا تشبيه به سپر شده و سپر ابزارى است كه