تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
تفاوت كه، انسان با اراده خود و آزادانه تصميم مىگيرد ولى حيوانات و گياهان، بىاختيار به سوى هدفشان پيش مىروند، و قوس صعودى تكامل انسان نيز قابل مقايسه با جانداران ديگر نيست.
به اين ترتيب، از نظر خلقت، آفرينش و تكوين انسان را مجهز به عقل و استعداد و نيروهاى لازم براى پيمودن اين صراط مستقيم كرده است.
از سوى ديگر، خدا پيامبران را با وحى آسمانى و تعليمات كافى و قوانين مورد نياز انسان، فرستاده است، تا از نظر تشريع، راه را از چاه مشخص كرده و با انواع بيانها او را تشويق به پيمودن اين راه كنند، و از مسيرهاى انحرافى باز دارند.
جالب اين كه: خداوند در آيه فوق، اين امر را به عنوان فريضهاى بر خود لازم شمرده و با كلمه «عَلَى اللَّهِ» (بر خدا لازم است) از آن ياد كرده است كه همانند آن را در آيات ديگر قرآن نيز مىخوانيم: انَّ عَلَيْنا لَلْهُدى: «بر ما است كه انسان را هدايت كنيم». «١»
اگر ما، در وسعت مفهوم «عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيْلِ» و مجموعه نيروهاى مادى و معنوى كه در آفرينش انسان و تعليم و تربيت او به كار رفته دقيق شويم، از عظمت اين نعمت بزرگ كه از همه نعمتها برتر است، آگاه خواهيم شد.
آن گاه از آنجا كه راههاى انحرافى فراوان است، به انسانها هشدار مىدهد و مىگويد: «بعضى از اين راهها منحرف و بيراهه است» «وَ مِنْها جائِرٌ». «٢»
و از آنجا كه نعمت اختيار و آزادى اراده و انتخاب، يكى از مهمترين عوامل تكامل انسان مىباشد با يك جمله كوتاه به آن اشاره كرده مىگويد: «اگر خدا مىخواست همه شما را به اجبار به راه راست هدايت مىكرد» به گونهاى كه