تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨
است، در لابلاى صخرههاى غير قابل عبور، و شكافهاى مخصوص سنگهائى كه آمادگى براى اين هدف دارند، و گاهى در لابلاى شاخههاى درختان، و گاهى در كندوهائى كه انسانها بر فراز داربستها در اختيارشان مىگذارند.
ضمناً از اين تعبير استفاده مىشود: لانه و كندوى عسل بايد در نقطه مرتفعى از كوه و درخت و داربست باشد، تا به خوبى بتواند از آن استفاده كند.
***
پس از آن دومين مأموريت «زنبور عسل» شروع مىشود چنانكه قرآن مىگويد: «سپس ما به او الهام كرديم: از تمام ثمرات تناول كن» «ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ».
«و راههائى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده به راحتى بپيما» «فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا».
«ذُلَل» جمع «ذَلُول» به معنى تسليم و رام باشد، و توصيف راهها به «ذُلَل» به خاطر آنست كه: اين جادهها آن چنان دقيق تعيين شده كه: در برابر زنبوران عسل كاملًا رام و تسليمند كه بعداً به چگونگى آن اشاره خواهيم كرد.
سرانجام آخرين مرحله مأموريت آنها را (به صورت يك نتيجه) اين چنين بيان مىكند: «از درون زنبوران عسل نوشيدنى مخصوصى خارج مىشود كه رنگهاى مختلفى دارد» «يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ».
«در اين شراب حلال، داروى شفا بخش مهمى براى مردم است» «فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ».
«و در اين ماجراى برنامه زندگى زنبوران عسل و ارمغانى كه آنها براى جهان انسانيت مىآورند، كه هم غذا است، هم شفا و هم درس زندگى، نشانه روشنى از عظمت و قدرت پروردگار است براى آنهائى كه تفكر و انديشه مىكنند» «إِنَّ فِي