تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
مَعْلُومٍ».
بنابراين، چنان نيست كه قدرت ما محدود باشد، و از تمام شدن ارزاق وحشتى داشته باشيم، بلكه منبع و مخزن و سرچشمه همه چيز نزد ما است، و ما توانائى بر ايجاد هر مقدار در هر زمان داريم، ولى همه چيز اين عالم حساب دارد و ارزاق و روزيها نيز به مقدار حساب شدهاى از طرف خدا نازل مىگردد.
لذا در جاى ديگر از قرآن مىخوانيم: وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ: «اگر خداوند روزى را بىحساب براى بندگانش بگستراند از جاده حق منحرف مىشوند و ظلم و ستم مىكنند و لكن به اندازهاى كه مىخواهد نازل مىگرداند». «١»
كاملًا روشن است: تلاش و كوشش براى زندگى علاوه بر اين كه تنبلى و سستى و دل مردگى را از انسانها دور مىسازد: و حركت و نشاط مىآفريند، وسيله بسيار خوبى براى اشتغال سالم فكرى و جسمى آنها است، و اگر چنين نبود و همه چيز بى حساب در اختيار انسان قرار داشت، معلوم نبود دنيا چه منظرهاى پيدا مىكرد؟
يك مشت انسانهاى بىكار، با شكمهاى سير، و بدون هيچگونه كنترل، غوغائى به پا مىكردند، چرا كه مىدانيم مردم اين جهان همچون انسانهاى بهشتى نيستند كه هر گونه شهوت و خودخواهى و غرور و انحراف از دل و جانشان شسته شده باشد، بلكه انسانهائى هستند با همه صفات نيك و بد كه بايد در كوره اين جهان قرار گيرند و آبديده شوند، و چه چيز بهتر از تلاش و حركت و اشتغال سالم مىتواند آنان را آبديده كند.
بنابراين، همان گونه كه فقر و نياز، انسان را به انحراف و بدبختى مىكشاند بى نيازى بيش از حد نيز منشا فساد و تباهى است.
***