تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
تفسير عدل به اعتقاد اشاره مىكند و احسان به عمل).
بعضى گفتهاند: عدالت، هماهنگى ظاهر و باطن است، و احسان آن است كه باطن انسان از ظاهر او بهتر باشد.
بعضى ديگر عدالت را مربوط به جنبههاى عملى دانستهاند و احسان را مربوط به گفتار.
ولى، همان گونه كه گفتيم، برخى از اين تفسيرها با تفسيرى كه در بالا آورديم هماهنگ است و برخى ديگر نيز منافات با آن ندارد و قابل جمع.
اما مسأله نيكى به نزديكان (إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى) در واقع بخشى از مسأله احسان است، با اين تفاوت كه: احسان در كل جامعه است، و «إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى» در خصوص خويشاوندان و بستگان كه جامعه كوچك محسوب مىشود، و با توجه به اين كه: جامعه بزرگ، از جامعه كوچكتر يعنى جامعه فاميلى تركيب شده، هر گاه، اين واحدهاى كوچكتر از انسجام بيشترى برخوردار گردند، اثر آن در كل جامعه ظاهر مىشود، و در واقع وظائف و مسئوليتها به صورت صحيحى در ميان مردم تقسيم مىگردد، چرا كه هر گروه در درجه اول به ضعفاى بستگان خود مىپردازد، و از اين طريق، همه اين گونه اشخاص زير پوشش حمايت نزديكان خود قرار مىگيرند.
در بعضى از احاديث اسلامى مىخوانيم: منظور از «ذِى الْقُرْبى»، نزديكان پيامبر يعنى امامان اهلبيتند، و منظور از «إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى»، اداء خمس مىباشد.
اين تفسير هرگز نمىخواهد مفهوم آيه را محدود كند، بلكه هيچ مانعى ندارد آيه، به مفهوم وسيعش باقى باشد و اين قسمت نيز يكى از مصاديق روشن آن مفهوم عام محسوب گردد.
بلكه، اگر ما «ذِى الْقُرْبى» را به معنى مطلق نزديكان اعم از نزديكان در