تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦
تفسير:
آنها كه كفران كردند و گرفتار شدند
كراراً گفتهايم: اين سوره، سوره نعمتها است، نعمتهاى معنوى و مادى در زمينههاى مختلف، كه به تناسب آن بحثهاى ديگر به ميان آمده است، در آيات مورد بحث، نتيجه كفران نعمتهاى الهى را در قالب يك مثال عينى مىخوانيم.
نخست، مىگويد: «خداوند براى آنها كه ناسپاسى نعمت مىكنند مَثَلى زده است: منطقه آبادى را كه در نهايت امن و امان بوده» «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً».
«اين آبادى آن چنان امن و امان بود، كه ساكنانش با اطمينان در آن زندگى داشتند» و هرگز مجبور به مهاجرت و كوچ كردن نبودند «مُطْمَئِنَّةً».
علاوه بر نعمت امنيت و اطمينان، «انواع روزىهاى مورد نيازش به طور وافر از هر مكانى به سوى آن مىآمد» «يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ».
«اما سرانجام اين آبادى- يعنى ساكنانش- كفران نعمتهاى خدا كردند و خدا لباس گرسنگى و ترس را به خاطر اعمالشان بر اندام آنها پوشانيد» «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ».
***
نه تنها نعمتهاى مادى آنها در حدّ كمال بود كه از نعمتهاى معنوى، يعنى وجود فرستاده خدا و تعليمات آسمانى او نيز برخوردار بودند «پيامبرى از خود آنها به سوى آنها آمد و آنها را به آئين حق دعوت كرد و اتمام حجت نمود ولى آنها به تكذيبش پرداختند» «وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ».
«در اين هنگام، عذاب الهى آنها را فرو گرفت، در حالى كه ظالم و ستمگر بودند» «فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ».