تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
شما بر طرف ساخت گروهى از شما براى پروردگارشان شريك قرار مىدهند» و به سراغ بتها مىروند «ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ».
در حقيقت، قرآن به اين نكته باريك اشاره مىكند كه فطرت توحيد در وجود همه شما هست، ولى در حال عادى، پردههاى غفلت و غرور و جهل و تعصب و خرافات آن را مىپوشاند، اما به هنگامى كه تند باد حوادث و طوفانهاى بلا مىوزد، اين پردهها كنار مىروند و نور فطرت آشكار مىگردد و مىدرخشد.
درست در همين حال است كه خدا را با تمام وجود و با اخلاص كامل مىخوانيد، خدا نيز پردههاى بلا و رنج و مصيبت را از شما دور مىسازد كه اين گشودن پردههاى رنج، نتيجه گشوده شدن پردههاى غفلت است (توجه داشته باشيد در آيه، تعبير به «كَشَفَ الضّرَّ» شده است كه به معنى كنار زدن پردههاى مشكلات است).
ولى، هنگامى كه طوفان فرو نشست و به ساحل آرامش باز گشتيد، از نو همان غفلت و غرور، و همان شرك و بت پرستى خودنمائى مىكند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، پس از ذكر دلائل منطقى فوق و روشن شدن حقيقت، با لحنى تهديدآميز، چنين مىگويد: بروند و همه «نعمتهائى را كه به شما دادهايم كفران كنيد و چند روزى از اين متاع دنيا بهرهمند شويد ولى به زودى خواهيد دانست نتيجه و پايان كارتان چيست» «لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ».
اين درست به آن مىماند كه: انسان شخص متخلف و منحرفى را با دلائل مختلف، نصيحت و ارشاد كند و سرانجام چون امكان دارد اين نصايح و اندرزها در او اثر نكند، با يك جمله تهديد آميز گفتار خود را پايان داده و مىگويد: با