تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
در برابر خدا و خلق خدا آشكار مىسازد.
***
سپس به دنبال سخنى كه از وجود گواه در امتى در چند آيه قبل به ميان آمد مجدداً به سراغ آن بحث با توضيح بيشترى مىرود، و مىگويد: «به خاطر بياوريد آن روز را كه ما از ميان هر امتى گواهى از خود آنها بر آنها مبعوث مىكنيم» «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».
با اين كه: علم خدا به همه چيز احاطه دارد، اما وجود اين گواهان مخصوصاً از كسانى كه از ميان خود امتها برخاستهاند تأكيد بيشترى بر نظارت دائمى بر اعمال انسانها است، و هشدارى است بر اين مراقبت قطعى و هميشگى.
گرچه اين حكم عام، شامل مسلمانان و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز مىشود، ولى براى تأكيد بيشتر، خصوصاً آن را مطرح كرده مىفرمايد: «و ما تو را شاهد و گواه بر اين گروه مسلمانان قرار مىدهيم» «وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ».
بنا بر آنچه گفته شد منظور از «هؤُلاءِ» مسلمانانى است كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله مىزيستند، و پيامبر صلى الله عليه و آله ناظر و شاهد و گواه اعمال آنها بود، و طبعاً بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله بايد كسى در ميان امت باشد كه، شاهد و گواه اعمال آنها گردد.
شاهدى باشد پاك، از هر گونه گناه و خطا، تا حق شهادت را به خوبى بتواند ادا كند.
و از همين رو، بعضى از مفسران (اعم از علماى تشيع و تسنن) خواستهاند اين آيه را دليلى بر وجود گواه و حجت عادلى در هر عصر و زمان بدانند.
البته تفسير آن طبق عقيده شيعه دائر به وجود امام معصوم در هر زمان، كاملًا روشن است، ولى براى علماى مذهب تسنن، توجيه آن چندان آسان نيست.
و شايد به خاطر همين مشكل، «فخر رازى» در تفسيرش گرفتار توجيهى