تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠
انبياء و يا مربوط به معبودهاى مشركان دانستهاند سخنى است بىدليل، بلكه مفهوم آيه كاملًا تعميم دارد.
و اما اين سؤال كه: چگونه در آيه فوق خداوند تأكيد بر مسأله سؤال مىكند، در حالى كه در سوره «الرحمان» آيه ٣٩ مىخوانيم: فَيَوْمَئِذٍ لايُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ: «در آن روز از هيچ كس نه انسان و نه جنّ سؤالى نمىشود» پاسخش را سابقاً گفتهايم كه خلاصه آن اين است: در قيامت مراحلى است، در بعضى از مراحل، از مردم سؤال مىشود، و در بعضى از مراحل، سؤال و جوابى در كار نيست، و مسائل خود به خود روشن است، و يا اين كه: سؤال زبانى وجود ندارد؛ چرا كه طبق آيه ٦٥ سوره «يس» بر دهانها مهر گذارده مىشود، و تنها سؤال از اعضاى پيكر و حتى پوست بدن مىشود. «١»
***
پس آن گاه، فرمان قاطعى به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد و مىگويد: در برابر هياهوى مشركان و مجرمان نه تنها ضعف و ترس و سستى به خود راه مده، و ساكت مباش، بلكه «آشكار آنچه را مأموريت دارى بيان كن» و حقايق دين را با صراحت برملا ساز «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ».
«و از مشركان، روى گردان و نسبت به آنها بىاعتنائى كن» «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ».
«فَاصْدَعْ» از ماده «صدع» در لغت به معنى «شكافتن به طور مطلق»، و يا شكافتن اجسام محكم است، و از آنجا كه با شكافتن چيزى، درونش آشكار مىشود، اين كلمه به معنى اظهار و افشا و آشكار كردن آمده است.
و به درد سر شديد هم «صداع» مىگويند، به خاطر اين كه گوئى مىخواهد