تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
اين قانون عالم شمول، بر كنار باشد، و بدون عدل، به حيات سالم خود ادامه دهد.
مىدانيم عدل به معنى واقعى كلمه آنست كه هر چيزى در جاى خود باشد، بنابراين، هر گونه انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حدّ، تجاوز به حقوق ديگران بر خلاف اصل عدل است.
يك انسان سالم، كسى است كه تمام دستگاههاى بدن او هر يك كار خودش را بدون كم و زياد، انجام دهد، اما به محض اين كه: يك يا چند دستگاه در انجام وظيفه كوتاهى كرد يا در مسير تجاوز گام نهاد، فوراً آثار اختلال در تمام بدن نمايان مىشود، و بيمارى حتمى است.
كل جامعه انسانى نيز همانند بدن يك انسان است، كه بدون رعايت اصل عدالت بيمار خواهد بود.
اما از آنجا كه عدالت با همه قدرت و شكوه و تأثير عميقش، در مواقع بحرانى و استثنائى به تنهائى كارساز نيست، بلافاصله دستور به «احسان» را پشت سر آن مىآورد.
به تعبير روشنتر در طول زندگى انسانها مواقع حساسى پيش مىآيد كه حل مشكلات به كمك اصل عدالت به تنهائى امكان پذير نيست، بلكه، نياز به ايثار و گذشت و فداكارى دارد، كه با استفاده از اصل «احسان» بايد تحقق يابد.
فى المثل، دشمن غَدّارى به جامعهاى حمله كرده است، و يا طوفان و سيل و زلزله، بخشى از كشورى را ويران نموده، اگر مردم در چنين شرائطى بخواهند در انتظار آن بنشينند كه مثلًا مالياتهاى عادلانه، و ساير قوانين عادى، مشكل را حل كند، امكان پذير نيست.
اينجاست كه بايد همه كسانى كه داراى امكانات بيشتر از نظر نيروى فكرى،