تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
منكر مىشوند و مىگويند: وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ: «به خدائى كه پروردگار ما است سوگند، كه ما مشرك نبوديم» «١» اما هنگامى كه مىبينند اين دروغ و دغلها كارگر نيست، سعى مىكنند گناه خود را به گردن رهبران گمراهشان بيندازند، مىگويند: رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ: «خدايا اينها بودند كه ما را گمراه كردند، عذاب آنها را دو چندان كن» (و سهم عذاب ما را به آنها بده). «٢»
ولى اين دست و پاها بيهوده است و در آنجا «نتيجه اعمال هر كسى بى كم و كاست به او داده مىشود» «وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ».
«و به هيچ كس كمترين ستمى نمىشود» «وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ».
***
نكتهها:
١- تقيّه و فلسفه آن
مسلمانان راستين، دستپروردگان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روح مقاومت عجيبى در برابر دشمنان داشتند، و چنانكه ديديم بعضى از آنها همچون پدر «عمّار» حتى حاضر نمىشدند جملهاى با زبان، مطابق ميل دشمن بگويند، قلبشان مملوّ از ايمان به خدا و عشق به پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و در اين راه جان خود را نيز از دست دادند.
بعضى همچون خود «عمّار»، كه حاضر مىشدند با زبان جملهاى بگويند باز وحشت سر تا پاى وجودشان را فرا مىگرفت، خود را مسئول و مقصر مىدانستند، و تا پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اطمينان نمىداد كه عملشان به عنوان يك تاكتيك، براى حفظ جان خويشتن شرعاً جايز بوده است آرام نمىيافتند!
در حالات «بلال» مىخوانيم: هنگامى كه اسلام آورد، شجاعانه به دفاع از