تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥
باشد». «١»
در حقيقت، اين احترام به شخصيت زن سبب آزادى او در جامعه و پايان دادن به دوران بردگى زنان است.
گر چه، در اين زمينه، سخن بسيار است و در ذيل آيات مناسب بحث خواهد شد ولى از اين واقعيت نمىتوان به آسانى گذشت كه با نهايت تأسف هنوز در جوامع اسلامى، آثارى از همان افكار جاهلى وجود دارد، و هنوز كم نيستند خانوادههائى كه از تولد پسر خوشحال و از نوزاد دختر ناراحت مىشوند، و يا لااقل تولد پسر را بر دختر ترجيح مىدهند.
البته ممكن است، شرائط خاص اقتصادى و اجتماعى در رابطه با وضع زنان در جوامع كنونى، يكى از علل اين گونه عادات و رسوم غلط بوده باشد، ولى، هر چه هست، بايد عموم مسلمانان راستين با اين طرز فكر مبارزه كنند، و ريشههاى اجتماعى و اقتصادى آن را بسوزانند كه اسلام نمىپسندد بعد از چهارده قرن، پيروانش به افكار جاهلى باز گردند، و اين يك نوع جاهليت ثانوى است.
حتى در جوامع غربى، كه تصور مىكنند براى زن شخصيت والائى قائلند عملًا مىبينيم او را آن چنان تحقير كردهاند كه به صورت يك عروسك بىارزش يا وسيلهاى براى خاموش كردن آتش شهوت، و يا كالائى براى تبليغ كالاهايشان در آوردهاند. «٢»
***