تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
بزرگ آغاز قرآن است، و مَثانِى كنايه از خود قرآن،، چرا كه قرآن دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد يك بار به طور جمعى، و يك بار تدريجى و به حسب نيازها و در زمانهاى مختلف.
بنابراين، «سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى» يعنى هفت سوره مهم، از مجموعه قرآن.
ضمناً آيه ٢٣ سوره «زمر» را نيز شاهد بر اين معنى گرفتهاند: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ: «خداوند همان كسى است كه بهترين حديث را نازل فرمود، كتابى كه محتوايش هماهنگ و شبيه يكديگر، كتابى كه دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديد».
ولى تفسير اول، صحيحتر به نظر مىرسد به خصوص اين كه: در رواياتى كه از ائمه اهلبيت عليهم السلام نقل شده كراراً به همين معنى، يعنى سوره «حمد» تفسير شده است.
«راغب» در «مفردات» اطلاق كلمه «مَثانِى» را بر قرآن از اين نظر مىداند كه:
به طور مكرر آيات آن خوانده مىشود و همين تجديد و تكرار، آن را از دستبرد حوادث، محفوظ مىدارد.
به علاوه، حقيقت قرآن در هر زمان، تكرار و تجلى تازهاى دارد كه همه اينها ايجاب مىكند، به آن مثانى گفته شود.
به هر حال، ذكر كلمه «قرآن عظيم» بعد از ذكر سوره «حمد» با اين كه: همه جزء قرآن است، دليل بر اهميت و عظمت اين سوره مىباشد؛ چرا كه بسيار مىشود جزئى از كل را به خاطر اهميتش به طور مستقل، در برابر كل، ذكر مىكنند، و اين تعبير در ادبيات عربى و فارسى و مانند آن فراوان است.
خلاصه اين كه: خداوند به پيامبرش اين واقعيت را بازگو مىكند كه: تو داراى چنين سرمايه عظيمى هستى، سرمايهاى همچون قرآن به عظمت تمام