تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩
دختران منند (آمادهام آنها را به ازدواجتان در آورم) اگر شما مىخواهيد كار صحيحى انجام دهيد راه اين است» «قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ».
بدون شك دختران لوط تعداد محدودى بودند، و آن جمعيت افراد زيادى، ولى هدف لوط، اين بود كه: به آنها اتمام حجت كند و بگويد: من تا اين حدّ نيز آماده فداكارى براى حفظ حيثيت مهمانان خويش، و نجات شما از منجلاب فساد هستم.
بعضى نيز گفتهاند: منظور از «هؤُلاءِ بَناتِى» اشاره به دختران شهر است، كه به عنوان يك پدر روحانى و معنوى همه را دختر خويش مىخواند (ولى، تفسير اول، به معنى آيه نزديكتر است).
ناگفته پيداست كه لوط نمىخواست دختران خود را به ازدواج مشركان گمراه در آورد بلكه هدفش اين بود كه: بيائيد و ايمان بياوريد و بعد هم دختران خودم را به ازدواج شما در مىآورم.
***
اما واى از مستى شهوت، مستى انحراف، و مستى غرور و لجاجت، اگر ذرهاى از اخلاق انسانى و عواطف بشرى در آنها وجود داشت، كافى بود كه آنها را در برابر چنين منطقى شرمنده كند، لااقل از خانه لوط عليه السلام باز گردند و حيا كنند، اما نه تنها منفعل نشدند، بلكه بر جسارت خود افزودند و خواستند: دست به سوى ميهمانان لوط دراز كنند!!
اينجاست كه: خدا روى سخن را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كرده، مىگويد: «قسم به جان و حيات تو كه اينها در مستى خود سخت سرگردانند»! «لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ».
و در سوره «هود» به دنبال بحثى مشابه همين بحث، خوانديم: فرشتگان