تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
«ناچار» و گاهى «سوگند» از آن استفاده مىشود.
***
نكتهها:
مستكبران كيانند؟!
در چندين آيه، از آيات قرآن، «استكبار» به عنوان يك صفت ويژه كفار به كار رفته، و از همه آنها استفاده مىشود، كه منظور از آنها تكبر از قبول حق است.
در سوره «نوح» آيه ٧ مىخوانيم: وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً: «و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استكبار كردند».
و در سوره «منافقين» آيه ٥ مىخوانيم: وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ: «و هنگامى كه به آنها بگوئى بيائيد تا رسولخدا براى شما آمرزش بطلبد، سرپيچى مىكنند و آنها را مىبينى كه مردم را از راه حق باز مىدارند و استكبار مىورزند».
و در سوره «جاثيه» آيه ٨ درباره همين گروه مىخوانيم: يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْيَسْمَعْها: «آيات خدا را كه بر او خوانده مىشود مىشنود، اما چنان با حالت استكبار اصرار بر كفر دارد كه گوئى آن آيات را هرگز نشنيده است»!.
و در حقيقت، بدترين استكبار، همان تكبر از قبول حق است، چرا كه تمام راههاى هدايت را به روى انسان مىبندد، و تمام عمر در بدبختى و گناه و بىايمانى مىماند.