تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
«مَسْأَم»، مىگويد، و سموم نيز به همين مناسبت بر چنين بادى اطلاق مىشود و ماده «سم» نيز از همان است چرا كه در بدن نفوذ كرده و انسان را مىكشد يا بيمار مىسازد.
***
مجدداً به آفرينش انسان باز مىگردد و گفتگوى خداوند را با فرشتگان كه قبل از آفرينش انسان روى داد، چنين بيان مىكند:
«به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بشر را از خاك خشكيدهاى كه از گِل تيره رنگ بد بو گرفته شده مىآفرينم» «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ».
***
«و هنگامى كه خلقت آن را به پايان و كمال رساندم و از روح خود (يك روح شريف و پاك و با عظمت) در آن دميدم همگى به خاطر آن سجده كنيد» «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ».
***
آفرينش انسان، پايان پذيرفت و آنچه شايسته جسم و جان انسان بود به او داده شد، و همه چيز انجام يافت: «در اين هنگام همه فرشتگان بدون استثناء سجده كردند» «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».
***
تنها كسى كه اطاعت اين فرمان را نكرد «ابليس» بود، لذا اضافه مىكند: «به جز ابليس كه خوددارى كرد از اين كه همراه سجده كنندگان باشد» «إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ».
***