تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
طبق اين آيه، مردم سه گروهند:
گروهى ستمگر، گروهى ميانه رو كه گناهان خفيفى دارند و گروهى پيشگيرى كنندگان به نيكىها يعنى نيكان و پاكان، مسلماً از اين سه گروه تنها گروه اولند كه مشمول آيه مورد بحثند، نه گروه دوم و سوم و از آنجا كه گروه اول، معمولًا اكثريت جوامع را تشكيل مىدهند، ذكر چنين عمومى جاى تعجب نخواهد بود.
از آنچه گفتيم روشن مىشود: آيه هيچگونه دلالتى بر نفى عصمت انبياء نمىكند و آنها كه چنين پنداشتهاند توجه به ساير آيات قرآن و قرائن موجود در كلام ندارند.
آن گاه قرآن به ذكر اين نكته مىپردازد كه: «خداوند به همه ظالمان و ستمگران مهلت مىدهد و تا اجل مسمّى (زمان معينى) مرگ آنها را به تأخير مىاندازد» «وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً».
«اما هنگامى كه اجل آنها سر رسد، نه ساعتى تأخير مىكنند، و نه ساعتى پيشى مىگيرند» «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لايَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لايَسْتَقْدِمُونَ».
بلكه، درست در همان لحظه موعود، مرگ دامانشان را فرا مىگيرد و لحظهاى پيش و پس نخواهد داشت.
***
اجل مسمّى چيست؟
در اين كه: منظور از اجل مسمّى چيست؟ مفسران بيانات گوناگونى دارند، ولى با توجه به ساير آيات قرآن از جمله آيه ٢ سوره «انعام» و آيه ٣٤ سوره «اعراف» به نظر مىرسد: منظور همان فرا رسيدن مرگ است، يعنى خداوند مردم را براى اتمام حجت تا پايان عمرشان مهلت مىدهد، شايد ظالمان به فكر اصلاح