تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
نكتهها:
١- باغها و چشمههاى بهشت
گرچه براى ما كه در اين جهان محدود دنيا هستيم، درك ابعاد نعمتهاى بهشتى، بسيار مشكل، بلكه غير ممكن است، چرا كه نعمتهاى اين جهان، در برابر آن نعمتها، تقريباً در حكم صفر، در برابر يك عدد فوق العاده بزرگ است، ولى، اين مانع از آن نيست كه، پرتوهائى از آن را با فكر و جان خود احساس كنيم.
قدر مسلّم اين است كه: نعمتهاى بهشتى، بسيار متنوع است، و تعبير به «جَنَّات» (باغها) كه در آيات فوق و بسيارى ديگر از آيات ديگر آمده و همچنين، تعبير به «عُيُون» (چشمهها) گواه اين حقيقت است.
البته، در قرآن (در سورههاى: انسان، الرحمن، دخان، محمّد و غير آن) اشاره به انواع مختلفى از اين چشمهها شده است، و با اشارات كوتاهى تنوع آنها مجسم گرديده، كه شايد تجسمى از انواع كارهاى نيك و اعمال صالح در اين جهان باشد، كه ان شاء اللَّه در تفسير اين سورهها به شرح آنها اشاره خواهيم كرد.
***
٢- نعمتهاى مادى و معنوى
بر خلاف آنچه بعضى تصور مىكنند، قرآن، در همه جا مردم را به نعمتهاى مادى بهشت بشارت نداده، بلكه از نعمتهاى معنوى نيز كراراً سخن به ميان آورده است، كه آيات فوق، نمونه روشنى از آنهاست، به طورى كه نخستين خوش آمد و بشارتى را كه فرشتگان به بهشتيان در هنگام ورود به اين كانون بزرگ نعمت، مىگويند بشارت سلامت و امنيت، است.
شسته شدن كينهها از سينهها، و صفات زشتى همچون حسد و خيانت و مانند آن، كه روح اخوت و برادرى را بر هم مىزند، و همچنين حذف امتيازات