تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١
بنابراين، تحريم قسمتى از گوشتها بر يهود جنبه مجازات داشت، و هرگز مشركان نمىتوانستند به آن استدلال كنند.
به علاوه، چيزهائى را كه مشركان تحريم كرده بودند، نه در آئين يهود بود، و نه در آئين اسلام، صرفاً بدعتهائى بود كه: از ريشه خرافات، مايه مىگرفت (آيه مورد بحث، ممكن است اشاره به اين نكته نيز باشد كه: شما كارى كرديد كه با هيچ كتاب آسمانى سازگار نيست).
***
در آخرين آيه مورد بحث، آن چنان كه روش قرآن است، درهاى بازگشت به روى افراد فريب خورده، و يا پشيمان را گشوده، مىگويد: «پروردگارت نسبت به آنها كه از روى جهل اعمال بد انجام دادهاند، سپس، بعد از آن توبه كردهاند و اصلاح و جبران نمودند، آرى پروردگارت بعد از اين توبه و اصلاح، آمرزنده و مهربان است» «ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ».
قابل توجه اين كه:
اولًا- علت ارتكاب گناه را «جهالت» مىشمرد، چرا كه جهل، عامل اصلى بسيارى از گناهان است، و اين گونه افرادند كه پس از آگاهى به راه حق باز مىگردند، نه آنها كه آگاهانه و از روى استكبار، غرور يا تعصب، لجاجت و مانند آن، راه غلط را مىپيمايند.
ثانياً- مسأله توبه را به توبه قلبى و ندامت درونى محدود نمىكند، بلكه روى اثر عملى آن تأكيد كرده، و اصلاح و جبران را مكمل توبه مىشمارد، تا اين فكر غلط را از مغز خود بيرون كنيم كه: هزاران گناه را با يك جمله «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» مىتوان جبران كرد، نه، بايد عملًا خطاها جبران گردد و قسمتهائى كه از روح