تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
نيز باشد چرا كه: براى رسيدن به هر هدف مقدس قبل از هر چيز انتخاب راه صحيح لازم است، و علاوه بر راه، وجود علامات و نشانهها نيز اهميت حياتى دارند، زيرا راههاى مشابه نيز بسيارند، و گم كردن راه اصلى در ميان آنها كاملًا ممكن است، اينجا است كه، نقش «علامات» مشخص مىشود.
مخصوصاً مؤمنان كه در آيات قرآن به عنوان «متوسّمين» (هوشياران) توصيف شدهاند، بايد به دقت مراقب اين نشانهها باشند.
مكتبها، سنتها، دعوتها و حتى اشخاص را با نشانهها بشناسند، و حق را در سايه نشانههايش از باطل تشخيص دهند.
و اهميت مسأله رهبر، نيز احتياجى به توضيح ندارد.
جالب توجه اين كه: روايات بسيارى از ائمه اهلبيت عليهم السلام وارد شده كه: در آنها «نَجْم» (ستاره) به پيامبر و «علامات» به امامان تفسير شده است، و در بعضى نجم و علامات هر دو به امامان و رهبران راه حق، تفسير شدهاند كه به عنوان نمونه به چند حديث اشاره مىشود:
١- در تفسير «على بن ابراهيم» از امام صادق عليه السلام چنين مىخوانيم: النَّجْمُ رَسُولُ اللَّهِ وَ الْعَلاماتُ الأَئِمَّةُ عَلَيْهِمُ السَّلامُ:
«ستاره اشاره به پيامبر است و علامات امامان هستند». «١»
عين همين مضمون از امام على بن موسى الرضا عليه السلام نيز نقل شده است.
٢- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه: در تفسير آيه فوق فرمود: نَحْنُ النَّجْمُ: «ستاره، مائيم». ٢
٣- و نيز در حديث ديگرى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام نقل شده كه:
پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: أَنْتَ نَجْمُ بَنِى هاشِمٍ: «تو ستاره بنى هاشمى». ٣