تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
هم نسبت دروغين شريك خدا بودن، محو و بى رنگ مىشود، و هم پندار شفاعت بتها در پيشگاه خدا، چرا كه به خوبى مىبينند، نه تنها كارى از بتها ساخته نيست، بلكه همانها آتشگيرههاى دوزخ مىشوند و به جان پرستش كنندگانشان مىافتند!
***
تا اينجا بيان حال مشركان گمراهى بود، كه در شرك و انحراف خود غوطهور بودند، بى آن كه ديگرى را به اين راه بخوانند، سپس حال كسانى را بيان مىكند كه: در عين گمراهى به گمراه ساختن ديگران نيز اصرار دارند، و مىفرمايد: «كسانى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا باز داشتند، مجازاتى ما فوق مجازات كفرشان بر آنها مىافزائيم در برابر آنچه فساد مىكردند» «الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما كانُوا يُفْسِدُونَ».
آنها هم بار مسئوليت خويش را بر دوش مىكشند و هم شريك جرم ديگران هستند، چرا كه، عامل فساد در روى زمين و گمراهى خلق خدا، و مانع از پيمودن راه حق، شدند.
تاكنون كراراً يادآور شدهايم كه، از نظر منطق اجتماعى اسلام، هر كس سنت نيك و بدى بگذارد در تمام عمل عاملان به آن سنت شريك است، در حديث مشهورى مىخوانيم: «هر كس سنت نيكى بگذارد، پاداش كسانى كه به آن عمل كنند، براى او هست، بى آن كه از پاداش آنها كاسته شود، و هر كس سنت بدى بگذارد، گناه همه كسانى كه به آن عمل مىكنند، بر او نوشته مىشود، بى آن كه از گناه آنها چيزى كاسته شود».»
به هر حال اين تعبيرهاى تكان دهنده قرآن و احاديث، مسئوليت رهبران را