تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
صورتهاى گوناگونى بيان داشتهاند:
الف- در تفسير «الميزان» چنين مىخوانيم: «توجيهات مختلفى را كه مفسران براى استراق سمع كردن شياطين، و رانده شدن آنها به وسيله شهب، بيان كردهاند، مبتنى بر چيزى است كه احياناً از ظاهر آيات و روايات به ذهن مىرسد، كه: افلاكى محيط به زمين است و در آنها گروههائى از فرشتگان قرار دارند و هر كدام از اين افلاك درهائى دارند كه جز از آنها نمىتوان وارد شد، و گروهى از اين فرشتگان، شهابها را بر دست دارند، و منتظر شياطين استراق سمع كننده هستند، تا آنها را با آن بكوبند و برانند!
در حالى كه، امروز روشن شده است اين گونه نظريات، بىاساس است، نه چنان افلاكى وجود دارد و نه آن درها و نه مانند آن.
آنچه به عنوان يك احتمال مىتوان در اينجا گفت؛ اين است: اين گونه بيانات در كلام الهى از قبيل امثالى است كه براى روشن شدن حقايق غير حسى در لباس حسى ذكر مىشود، همان گونه كه خداوند مىفرمايد: وَ تِلْكَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: «اينها مثلهائى است كه براى مردم مىزنيم و جز عالمان آنها را درك نمىكنند». «١»
امثال اين تعبيرات در قرآن فراوان است، مانند: عرش، كرسى، لوح، كتاب.
بنابراين، منظور از «آسمان»- كه جايگاه فرشتگان است،- يك عالم ملكوتى و ماوراء طبيعى است، كه از اين جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزديك شدن شياطين به اين آسمان، براى استراق سمع، و پرتاب كردن شهب به آنها آنست كه: آنها مىخواهند به جهان فرشتگان نزديك شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آينده آگاهى يابند، ولى آنها شياطين را با انوار معنوى ملكوتى كه تاب