تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
عالم هستى، سرمايهاى كه تمامش نور است و بركت، درس است و برنامه، راهنماست و راهگشا، مخصوصاً سوره حمد كه چنان محتوايش عالى است كه در يك لحظه كوتاه انسان را به خدا پيوند داده و روح او را در آستانش به تعظيم و تسليم و راز و نياز وا مىدارد.
***
و به دنبال بيان اين موهبت بزرگ، چهار دستور مهم به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد:
نخست مىگويد: «هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههائى از كفار دادهايم ميفكن» «لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ». «١»
اين نعمتهاى مادى نه پايدارند، نه خالى از درد سر، حتى در بهترين حالاتش نگاهدارى آن سخت مشكل است، بنابراين، چيزى نيست كه چشم تو را به سوى خود جلب كند، و در برابر آن موهبت بزرگ معنوى (قرآن) كه خدا به تو داده است، قابل اهميت باشد.
سپس اضافه مىكند: «هرگز به خاطر اين مال و ثروت و نعمتهاى مادى كه در دست آنهاست، غمگين مباش» «وَ لاتَحْزَنْ عَلَيْهِمْ».
در حقيقت، دستور اول راجع به چشم ندوختن به نعمتهاى مادى است، و دستور دوم، درباره غم نخوردن در برابر محروميت از آنست.
اين احتمال نيز در تفسير جمله «وَ لاتَحْزَنْ عَلَيْهِمْ» داده شده است كه: اگر آنها به تو ايمان نمىآورند، غمگين مباش، زيرا ارزش و لياقتى ندارند، ولى تفسير اول با جملههاى قبل مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال، نظير همين مضمون در سوره «طه»، آيه ١٣١ به طور واضحتر