تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
على عليه السلام در «نهج البلاغه» در خطبه «قاصعه» صريحاً شيطان را به عنوان «سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِيْنَ» (پيشكسوت و سر سلسله مستكبران) معرفى مىكند، چرا كه او نخستين گام را در مخالفت با حق و عدم تسليم در مقابل اين واقعيت كه آدم از او كاملتر است برداشت.
و به اين ترتيب، تمام كسانى كه از پذيرش حق سر باز مىزنند، خواه از نظر مالى تهيدست باشند، يا متمكّن، مستكبرند، ولى نمىتوان انكار كرد كه در بسيارى از اوقات، تمكن زياد مالى سبب مىشود كه، انسان از پذيرش حق خوددارى كند.
در «روضه كافى» از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: وَ مَنْ ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِيْنَ، فَقُلْتُ انَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيْهِ فَضْلًا بِالْعافِيَةِ اذا رَآهُ مُرْتَكِباً لِلْمَعاصِى؟ فَقالَ هَيْهاتَ هَيْهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ قَدْ غُفِرَ لَهُ، ما أَتى، وَ أَنْتَ مَوْقُوفٌ تُحاسَبُ، أَمَّا تَلَوْتَ قِصَّةَ سَحْرَةَ مُوسى عليه السلام:
«كسى كه براى خود بر ديگرى امتياز قائل است، از مستكبران است، راوى حديث مىگويد: از امام پرسيدم: كه آيا مانعى دارد اگر انسان كسى را مشغول گناه ببيند، براى خود كه مرتكب گناه نيست، امتيازى بر او قائل باشد؟ امام فرمود:
اشتباه كردى! چه بسا خدا سرانجام گناه او را ببخشد، ولى تو را در پاى حساب حاضر سازد، آيا قصه ساحران زمان موسى عليه السلام را در قرآن نخواندى» (كه يك روز، به خاطر پاداش فرعون و تقرب به دربار او حاضر شدند در برابر پيامبر اولوا العزم پروردگار قيام كنند، ولى با ديدن چهره حق ناگهان تغيير مسير دادند، تا آنجا كه در برابر تهديد فرعون به كشتن نيز مقاومت كردند و خدا آنها را مشمول عفو و رحمت خود قرار داد)؟!. «١»