تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥
خدا، سخت ناگوار آمد، و از آمدنشان ناراحت شد، سپس گفت: امروز روز سختى در پيش دارم!.
***
ولى، فرشتگان زياد او را در انتظار نگذاردند، با صراحت «گفتند: ما چيزى را براى تو آوردهايم كه آنها در آن ترديد داشتند» «قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ».
يعنى مأمور مجازات دردناكى هستيم كه تو كراراً به آنها گوشزد كردهاى، ولى هرگز آن را جدى تلقى نكردند.
***
آن گاه براى تأكيد گفتند: «ما واقعيت مسلّم و غير قابل ترديدى را براى تو آوردهايم» يعنى عذاب حتمى و مجازات قطعى اين گروه بىايمان منحرف «وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ».
باز براى تأكيد بيشتر اضافه كردند: «ما مسلماً راست مىگوئيم» «وَ إِنَّا لَصادِقُونَ».
يعنى اين گروه، تمام پلها را پشت سر خود خراب كردهاند و جائى براى شفاعت و گفتگو در مورد آنها باقى نمانده است، تا لوط حتى به فكر شفاعت نيفتد و بداند اينها ابداً شايستگى اين امر را ندارند.
***
و از آنجا كه بايد گروه اندك مؤمنان (خانواده لوط به جز همسرش) از اين مهلكه جان به سلامت ببرند دستور لازم را به لوط چنين دادند: «تو شبانه هنگامى كه چشم مردم گنهكار در خواب است، و يا مست شراب و شهوت، خانوادهات را بر دار و از شهر بيرون شو» «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ».