تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧
اوصياى راستين او است، چنانكه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: ما مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيْهِ اثْنانِ الَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِى كِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لكِنْ لاتَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجالِ:
«تمام امورى كه حتى دو نفر در آن اختلاف دارند، اصل و ضابطهاى در قرآن دارد ولى عقل و دانش مردم به آن نمىرسد». «١»
عدم دسترسى عموم به اين بخش كه آن را مىتوان تشبيه به «وجدان ناخود آگاه آدمى» كرد، هرگز مانع از آن نخواهد بود كه، بخش خود آگاه و ظاهرش مورد استفاده همگان قرار گيرد.
***
٢- چهار مرحله هدايت
جالب اين كه: در آيه فوق، چهار تعبير براى هدف نزول قرآن ذكر شده است:
١- تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ: «قرآن بيانگر همه چيز است».
٢- مايه هدايت است (هُدىً).
٣- اسباب رحمت است (وَ رَحْمَةً).
٤- در آخرين مرحله، مىگويد: موجب بشارت براى عموم مسلمانان است (وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِيْنَ).
اگر درست بينديشيم، پيوند منطقى روشنى در ميان اين چهار مرحله، وجود دارد، زيرا در مسير هدايت و راهنمائى انسانها، نخستين مرحله، بيان و آگاهى است، و مسلّم است كه بعد از آگاهى، هدايت و راهيابى قرار دارد، و به دنبال آن عملكردها است كه مايه رحمت خواهد بود، و سرانجام كه انسان عمل مثبت و