تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
معنى كتاب است، در واقع «بيّنات»، دلائل اثبات نبوت را مىگويد، و «زُبُر» اشاره به كتابهائى است كه تعليمات انبياء در آن جمع بوده است.
آن گاه روى سخن را به پيامبر كرده و مىگويد: «ما اين ذكر را (قرآن را) بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبيين كنى» «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ».
«و تا اين كه آنها در اين آيات، و وظائفى كه در برابر آن دارند، بينديشند» «وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ».
در واقع، دعوت و برنامه رسالت تو از نظر اصولى، چيز نو ظهور و بىسابقهاى نيست همان گونه كه بر رسولان پيشين، كتب آسمانى نازل كرديم تا مردم را به وظائفشان در برابر خدا، خلق و خويشتن آشنا سازند بر تو نيز اين قرآن را نازل كرديم، تا به تبيين مفاهيم و تعاليم آن بپردازى، و انديشه انسانها را بيدار سازى، تا با احساس تعهد و مسؤليت (نه از طريق اجبار و قوه قهريه ناشناخته الهى) در راه حق گام بگذارند و به سوى تكامل پيش بروند.
***
نكته:
اهل ذكر كيانند؟
در روايات متعددى كه، از ناحيه اهلبيت عليهم السلام وارد شده، مىخوانيم: اهل ذكر امامان عليهم السلام هستند، از جمله در روايتى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام كه در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ: «ما اهل ذكريم، و از ما بايد سؤال شود». «١»
و در روايت ديگرى امام باقر عليه السلام در تفسير همين آيه فرمود: الذِّكْرُ الْقُرْآنُ،