تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥
و «گوشت خوك» نيز عاملى براى چند نوع بيمارى خطرناك است.
و از همه اينها گذشته، همانطور كه در سوره «بقره» آوردهايم، خوردن گوشت خوك و خون، منهاى زيانهاى جسمانى، آثار زيانبار روانى و اخلاقى از طريق تأثير در هورمونها به يادگار مىگذارد (گوشت مردار نيز، چون ذبح نشده و خون از آن خارج نگرديده، علاوه بر زيانهاى ديگر، زيان تغذيه از خون را نيز دارد).
اما در مورد حيواناتى كه با نام غير «اللَّه» ذبح مىشدند (به جاى بسم اللَّه- كه امروز ما مىگوئيم- نام بتها برده مىشد، و يا اصلًا هيچ نامى را نمىبردند) مسلماً فلسفه تحريم آن جنبه بهداشتى نيست، بلكه جنبه اخلاقى و معنوى دارد، زيرا مىدانيم در اسلام علت حلال و حرام بودن چيزى تنها جنبههاى بهداشتى آن نيست، بلكه، قسمتى از محرمات، صرفاً جنبه معنوى دارد و در رابطه با تهذيب روح و مسائل اخلاقى تحريم شده، حتى گاهى، به خاطر حفظ نظام اجتماع، اشيائى تحريم گرديدهاند.
تحريم حيواناتى كه بدون نام خدا ذبح مىشوند نيز به خاطر جنبه اخلاقى آنست، چرا كه از يكسو، مبارزهاى است با آئين شرك و بت پرستى، و از سوى ديگر، توجهى است به آفريننده اين نعمتها.
ضمناً از مجموع محتواى اين آيه و آيات بعد، اين نكته استفاده مىشود كه:
اسلام، اعتدال را در استفاده از گوشت توصيه مىكند، نه مانند گياهخواران كه اين منبع غذائى را به كلى تحريم كرده، و نه مانند مردم عصر جاهليت و گروهى از به اصطلاح متمدنان زمان ما كه اجازه استفاده از هر نوع گوشتى (حتى سوسمار و خرچنگ و انواع كرمها) را مىدهند.
***