تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
«شعيب» آن پيامبر بزرگ، آنها را از اين كارشان بر حذر داشت و دعوت به توحيد و راه حق نمود، اما همان گونه كه در آيات سوره «هود» ديديم، آنها تسليم حق نشدند و سرانجام بر اثر مجازات دردناكى، نابود گشتند، گرماى شديدى چندين روز پى در پى آنها را فرو گرفت، و در آخرين روز، ابر بزرگى در آسمان نمايان شد، آنها به سايه ابر پناه بردند، اما صاعقهاى فرود آمد، و آن بيدادگران را نابود كرد.
شايد تكيه كردن قرآن روى كلمه «اصحاب الايكه» (صاحبان سرزمينهاى پر درخت) به خاطر اين باشد كه: مىخواهد بگويد با اين همه نعمتى كه به آنها بخشيده بوديم باز به جاى شكران، كفران كردند، ظلم و ستم بنياد نمودند و صاعقه، آنها و درختانشان را از ميان برد.
شرح بيشتر حالات آنها- با تصريح به نام «شعيب»- در سوره «شعراء» از آيه ١٧٦ تا ١٩٠ آمده است.
ضمناً بايد توجه داشت: جمله «فَانْتَقِمْنا مِنْهُمْ» (آنها را مجازات كرديم) ممكن است هم اشاره به قوم لوط باشد و هم اصحاب الايكه، زيرا بلافاصله بعد از اين جمله مىخوانيم: وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ: «سرزمينهاى اين دو بر سر راه شما آشكار است».
در تفسير جمله «إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ» مشهور و معروف همين است كه اشاره به شهر قوم لوط و شهر اصحاب الايكه مىباشد، و كلمه «امام» به معنى راه و جاده است (زيرا از ماده «أَمّ» به معنى قصد كردن گرفته شده، چون انسان براى رسيدن به مقصد، از راهها عبور مىكند).
اين احتمال را نيز بعضى دادهاند: منظور از «امامٍ مُبِيْنٍ» همان لوح محفوظ باشد به قرينه آيه ١٢ سوره «يس»، ولى اين احتمال، بسيار بعيد است؛ چرا كه