تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨
١- تكامل انواع از نظر علمى.
٢- تكامل انواع از ديدگاه قرآن.
نخست به سراغ بحث اول مىرويم و منهاى آيات و روايات، و تنها با تكيه بر معيارهاى خاص علوم طبيعى روى اين مسأله بحث مىكنيم.
مىدانيم در ميان دانشمندان علوم طبيعى دو فرضيه درباره آفرينش موجودات زنده، اعم از گياهان و جانداران، وجود داشته است:
الف- فرضيه «تكامل انواع» يا «ترانسفورميسم» كه مىگويد: انواع موجودات زنده در آغاز، به شكل كنونى نبودهاند، بلكه، آغاز موجودات تك سلولى در آب اقيانوسها و از لابلاى لجنهاى اعماق درياها با يك جهش پيدا شدند، يعنى موجودات بى جان در شرائط خاصى قرار گرفتند كه از آنها نخستين سلولهاى زنده پيدا شد.
اين موجودات ذرهبينى زنده تدريجا تكامل يافتند، و از نوعى، به نوع ديگر، تغيير شكل دادند، از درياها، به صحراها، و از آن به هوا، منتقل شدند، و انواع گياهان، و انواع جانوران آبى و زمينى و پرندگان، به وجود آمدند.
كاملترين حلقه اين تكامل همين انسانهاى امروزند كه، از موجوداتى شبيه به ميمون، و سپس ميمونهاى انساننما، ظاهر گشتند.
ب- فرضيه «ثبوت انواع» يا «فيكسيسم» كه مىگويد: انواع جانداران، هر كدام جداگانه از آغاز به همين شكل كنونى ظاهر گشتند، و هيچ نوعى به نوع ديگر تبديل نيافته است، و طبعاً انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از آغاز به همين صورت آفريده شده است.
دانشمندان هر دو گروه، براى اثبات عقيده خود مطالب فراوانى نوشتهاند و جنگها و نزاعهاى زيادى در محافل علمى بر سر اين مسأله در گرفته است.