تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ* وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ» و باز در همين سوره آيه ٣٩ مىخوانيم: «فَيَوْمَئِذٍ لايُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ».
از مجموع آيات فوق و آيات ديگر قرآن، به خوبى استفاده مىشود كه «جانّ» و «جنّ» هر دو به يك معنى است، و لذا در آيات فوق گاهى «جنّ» در برابر انسان قرار گرفته و گاهى «جانّ».
البته «جانّ» به معنى ديگرى نيز در قرآن آمده است، كه آن نوعى از مار است، چنانكه در داستان موسى مىخوانيم: «كَأَنَّها جانٌّ» «١»
ولى آن از بحث ما خارج است.
***
٦- قرآن و خلقت انسان.
همان گونه كه، در آيات فوق ديديم قرآن بحث فشردهاى در زمينه خلقت انسان دارد كه تقريباً به طور سربسته و اجمالى، از آن گذشته است چرا كه منظور اصلى مسائل تربيتى بوده است، و نظير اين بحث، در چند مورد ديگر از قرآن مانند: سوره «سجده»، «مؤمنون»، سوره «ص»، و غير آن آمده است.
البته مىدانيم قرآن يك كتاب علوم طبيعى نيست، بلكه يك كتاب انسانسازى است، و بنابراين، نبايد انتظار داشت: جزئيات اين علوم، از قبيل مسائل مربوط به تكامل، تشريح، جنينشناسى، گياهشناسى و مانند آن در قرآن مطرح شود، ولى اين، مانع از آن نخواهد بود كه به تناسب بحثهاى تربيتى اشاره كوتاهى به قسمتهائى از اين علوم در قرآن بشود.
به هر حال بعد از توجه به اين مقدمه كوتاه، در اينجا دو بحث داريم كه طرح آنها لازم به نظر مىرسد: